این امر به ویژه پس از اظهارنظرهای مداخله جویانه آمریکا درباره گرینلند و همچنین ایران پس از اغتشاشات با حضور عناصر نفوذی، شکل جدیدتری گرفت و دبیر کل سازمان همکاری شانگهای با ارسال پیامی مخالفت خود را با هرگونه دخالت خارجی در امور داخلی و تضعیف وحدت و همبستگی مردم ایران اعلام کرد. کارشناسان بر این باور هستند با وجود کنشهای محتاطانه برخی از کشورها، تقریباً همگان در اندیشه اتخاذ روشی مناسب به خصوص در عرصه اقتصادی هستند تا بتوانند در برابر تحریمها، اِعمال تعرفههای آمریکایی و... مواجهه مطلوب داشته باشند. به اعتقاد این افراد، اتخاذ سیاستهای یکسان یا تعریف پول مشترک در برابر دلار آمریکا میتواند یکی از راهکارهای مناسب در این زمینه باشد.
مواضع صریح درباره آمریکا
به گزارش «آرمان ملی»، حمید حسینزاده کارشناس اقتصادی در این باره گفت: در شرایطی که دنیا در آستانه تحولات سیاسی، اقتصادی و امنیتی بسیار شدید قرار دارد، سیاستهای یکجانبه و تجاوزطلبانه آمریکا، به ویژه در دومین دوره ریاست جمهوری ترامپ، میتواند به عنوان نمادی از بازگشت به گذشتهای از ابرقدرتی خودخواه و خودکامگی تلقی شود که با سیاستهایی، از طریق اعمال تعرفهها، تحریمهای گسترده، تهدیدات نظامی و دخالتهای مستقیم در امور داخلی کشورهای دیگر، به ویژه در مناطقی، چون خاورمیانه، آمریکای لاتین و اروپا، چالشهای جدی برای نظام بینالمللی و مبانی مسیر چندجانبهگرایی ایجاد کرده است. او درباره اظهار نظر اخیر شانگهای در باره اغتشاشات اخیر و دخالتهای احتمالی خارجی در کشور گفت: در این شرایط، موضعگیری سازمان همکاری شانگهای در مورد ایران، نشاندهنده تغییر شدید در تعاملات بینالمللی و تلاش برای ایجاد یک نگرش جدید، بدون سرکوب و تسلط یکجانبه است. در حقیقت سازمان همکاری شانگهای در بیانیه اخیر، مخالفت خود را با هرگونه دخالت در امور داخلی جمهوری اسلامی ایران و استفاده از زور یا تهدید به زور در روابط بینالملل اعلام کرد و این موضع، نه تنها نشاندهنده تقویت یک مسیر سیاسی جدید است، بلکه نشان میدهد که کشورهایی مانند چین، روسیه، ترکیه و کشورهای اسلامی در حال تشکیل یک ائتلاف مخالف با سیاستهای یکجانبه آمریکا هستند.
تشدید خودکامگی ترامپ
حسینزاده اضافه کرد: در حقیقت در سالهای اخیر، آمریکا به طور چشمگیری از پایبندی به قوانین و معاهدات بینالمللی در عرصههای مختلف خودداری کرده است. از جمله این اقدامات، خروج از تعهدات زیست محیطی، خروج از برجام، حمله نظامی علیه تاسیسات هستهای ایران، اعمال تحریمهای گسترده علیه ایران، حمله نظامی علیه ونزوئلا و تلاش برای تصرف گرینلند با زور و تهدیدات میتوان نام برد که همگی در چارچوبی از ادعای اول بودن آمریکا در همه امور و ضرورت پیروی همه جهان از برنامهها و سیاستهای رئیسجمهور آن یعنی ترامپ، انجام شدهاند که از دیدگاه بسیاری از کشورها و مجامع بینالمللی، نه تنها نقض حقوق بینالمللی است، بلکه باعث تضعیف اعتماد به نظام جهانی شده است. این کارشناس ادامه داد: تحریمهای آمریکا علیه ایران، به ویژه در سالهای اخیر، به شدت تشدید شده و باعث سرکوب اقتصادی، کاهش تجارت و بحران ارزی شده است. هرچند این تحریمها به ادعا خروج از برجام و تهدیدات هستهای ایران مربوط میشود، اما از نظر بسیاری از کشورها، گرچه این اقدامات تهدیدی برای امنیت منطقهای و جهانی نیست، اما یک ابزار سیاسی برای فشار و تغییر سیاست داخلی ایران است که البته همزمان میتواند باعث تشدید تنشها در منطقه و کشورهای همسایه نیز شود.
اقتصاد و سیاست
او افزود: آمریکا در ونزوئلا نیز، با اعمال تحریمهای اقتصادی و تلاش برای تغییر حکومت و در نهایت ربودن مادورو رئیسجمهور این کشور، سیاستی تجاوزطلبانه را اجرا کرده است که فقط با اهداف اقتصادی به بهانههای سیاسی و... انجام شده است، در حقیقت این اقدامات، علاوه بر ایجاد بحران انسانی در کشور، منجر به تضعیف نهادهای اداری و افزایش ناامنی در منطقه شده که با اظهارنظرهای تنش آفرین ترامپ درباره برخی از کشورهای دیگر مانند کوبا و... نیز همراه بوده است. حسین زاده اضافه کرد: از طرفی، تلاش ترامپ برای تصرف گرینلند، با اشاره به اهمیت استراتژیک این منطقه، از نظر بسیاری از کشورها، نشاندهنده تفکر نظامی و میلیتاریستی است که در تضاد با اصول صلح و همکاری بینالمللی قرار دارد، این پیشنهاد به قدری شرمآور و عجیب بود که در ابتدا به عنوان یک پیشنهاد غیرجدی تلقی شد، اما اصرار ترامپ، نشاندهنده یک رویکرد متمایل به سرکوب و ایجاد ابرقدرت در مناطق مختلف است. این کارشناس ادامه داد: در سطح اقتصادی نیز، سیاستهای تعرفهای آمریکا، به ویژه در دوران ترامپ، موجب شکستن روابط تجاری چندجانبه و ایجاد تنشهای اقتصادی در سراسر جهان شده است. از جمله این اقدامات، تعرفههای سنگین علیه چین، اروپا و کانادا بود که باعث ایجاد بحران در زنجیره تأمین و افزایش هزینههای تولید شد. این سیاستها، اگرچه در ابتدا به عنوان اجرای تجارت عادلانه تلقی میشدند، اما در واقعیت، موجب نابرابریهای اقتصادی و تضعیف اقتصاد جهانی شدند.
گامهای نخست
او درباره ضرورت شکلگیری تعامل و اتحاد جهانی علیه سیاستهای مداخله جویانه اقتصادی، سیاسی و امنیتی ترامپ توسط کشورهای دیگر گفت: این رویکرد از مدتها قبل توسط گروههایی چون؛ بریکس و شانگهای، که در حال ایجاد یک اقتصاد جهانی جایگزین هستند، در حال شکلگیری است و بر این اساس، گروههایی مانند بریکس و شانگهای در حال تقویت همکاریهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی هستند. این مجامع، با تأکید بر احترام به حاکمیت ملی، اصلاح نظام بینالمللی و مبارزه با تسلط یکجانبه، میتوانند به عنوان یک مسیر جایگزین در برابر سیاستهای آمریکا عمل کنند. در واقع، تلاش برای ایجاد یک اقتصاد جهانی متنوع، که در آن کشورهای در حال توسعه و کشورهای بزرگ نیز در آن شرکت داشته باشند، میتواند به سمت ایجاد یک ساختار بینالمللی بیشتر منصفانه و پایدار حرکت کند. حسینزاده توضیح داد: در این بین، موضعگیری سازمان همکاری شانگهای در مورد ایران، نه تنها نشاندهنده تضاد سیاسی با سیاستهای آمریکاست، بلکه نشاندهنده تغییر در تعاملات بینالمللی است. در حقیقت اینکه، این سازمان متشکل از ایران، چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ازبکستان، هند، پاکستان و بلاروس، در بیانیهای اخیر، تأکید کرد که هرگونه دخالت در امور داخلی کشورها و استفاده از زور یا تهدید به زور، نقض اصول بینالمللی است، به ویژه در زمانی که ایران در میان اغتشاشات داخلی قرار دارد و عناصر نفوذی سعی در تبدیل اعتراضات آرام به خشونت دارند، اهمیت بیشتری پیدا کرده است. به این ترتیب، شانگهای، از طریق حمایت از حاکمیت ملی و احترام به قوانین بینالمللی، در برابر سیاستهای تهدیدآمیز آمریکا ایستاده است. او معتقد است: این موضع گیری، نشان میدهد که کشورهایی که قبلاً تحت تأثیر سیاستهای یکجانبه آمریکا قرار داشتند، اکنون در حال تشکیل یک ائتلاف جدید هستند. این ائتلاف، با تقویت همکاریهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی، میتواند به عنوان یک قدرت متعادل در ساختار جهانی عمل کند. در واقع، این تحولات، نشان میدهد که جهان در حال تغییر است و کشورهایی مانند چین و روسیه، در حال ایجاد یک سیستم جهانی جدید هستند که بر اساس اصول چندجانبهگرایی و احترام به حاکمیت ملی استوار است.
تضعیف اعتماد جهانی
او افزود: البته نباید فراموش کرد که سیاستهای ترامپ در دوم ریاست جمهوری خود، با تأکید بر اول بودن آمریکا در همهچیز و اجرای سیاستهای یکجانبه، نه تنها از دیدگاه بسیاری از کشورها، بلکه از دیدگاه سازمان ملل نیز نقض قوانین بینالمللی است، چراکه این سیاستها، باعث تضعیف اعتماد به نظام جهانی شده است و کشورهایی مانند ایران، ونزوئلا و چین، در حال تقویت همکاریهای خود با یکدیگر هستند. این امر، نشان میدهد که جهان در حال تغییر است و کشورهایی که قبلاً تحت تأثیر سیاستهای آمریکا قرار داشتند، اکنون در حال تشکیل یک رویکرد جدید هستند. در این راستا، سازمان همکاری شانگهای خواستار پایبندی همه کشورهای جهان به اصول احترام به حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی کشورها و عدم استفاده از زور یا تهدید به زور در روابط بینالملل شد.